X
تبلیغات
××××تو رو خدا کمکم کن×××××
بهروز جان تو رفتی حالا یکی دیگه اومده جای تو........زندگیم بدتر شده ...نمی دونی چه وضعی پیدا کردم.....حس میکنم دارم میرم تو باتلاق......دعا کن که برام اتفاق بدی نیفته.... چند شبه خوابتو می بینم .... دارم دیوونه میشم .....نمی دونم چرا زندگی من اینجور ی شده..... خدایا کمکم کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 9:57  توسط دختر تنها | 
رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات...میخوام که یه بار ببینمت ...سر بذارم رو شونه هات....دوست داشتم با گلهای سرخ میومدم به دیدنت...نه اینکه با بخت سیام...چشمای سرخ ببینمت...گل رو پر پر میکنم...دردت به جوونم...تا ابد بارونیه چشمای ماهت...رفتی تا آنسوی خاکااا....تا ته دل خاک...رفتی یادگاریه چشمای ماهت...پاییزه غریبه و بی رحم ...اون همه برگ مگه کم بود...گل منو چرا چیدی ؟؟؟...گل من دنیای من بود...گلمو ازم گرفتی ...تک و تنهام زیر بارون...حالا که نیستی کنارم ....میذارم سر به بیابون....هنوزم بارون میباره...تو میای انگار کنارم ...خدا تو بهتر میدونی...آسمون میباره....پاییز غریب و بی رحم اون همه برگ مگه کم بود...گل منو چرا چیدی ؟؟؟گل من دنیای من بود...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 11:37  توسط دختر تنها | 
سردی نگاهو بشکن...فاصله سزای ما نیست...تو میری واسه همیشه ...این جدایی حق ما نیست...بودن تو آرزومه...حتی واسه ی یه لحظه...میمیرم بی تو...خوندن من یه بهونه هست...یه سرود عاشقونه هست...من برات ترانه میگم...تا بدونی که باهاتم...تو خودت دلیل بودنم...بی تو شب سحر نمیشه...میمیرم بی تو...من عشقت رو به همه دنیا نمیدم...حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم...با تو میمونم واسه همیشه...اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم...واست میمیرم ....جواب دنیا رو میدم...با تو میمونم واسه همیشه...من عشقت رو به همه دنیا نمیدم...حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم...با تو میمونم واسه همیشه...خاطرات تو رو ...چه خوب چه بد حک میکنم...توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم...با تو میمونم واسه همیشه....اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم...واست میمیرم...جواب دنیا رو میدم...با تو میمونم واسه همیشه...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 9:47  توسط دختر تنها | 
سردی نگاهو بشکن...فاصله سزای ما نیست...تو میری واسه همیشه ...این جدایی حق ما نیست...بودن تو آرزومه...حتی واسه ی یه لحظه...میمیرم بی تو...خوندن من یه بهونه هست...یه سرود عاشقونه هست...من برات ترانه میگم...تا بدونی که باهاتم...تو خودت دلیل بودنم...بی تو شب سحر نمیشه...میمیرم بی تو...من عشقت رو به همه دنیا نمیدم...حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم...با تو میمونم واسه همیشه...اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم...واست میمیرم ....جواب دنیا رو میدم...با تو میمونم واسه همیشه...من عشقت رو به همه دنیا نمیدم...حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم...با تو میمونم واسه همیشه...خاطرات تو رو ...چه خوب چه بد حک میکنم...توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم...با تو میمونم واسه همیشه....اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم...واست میمیرم...جواب دنیا رو میدم...با تو میمونم واسه همیشه...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 9:46  توسط دختر تنها | 
امروز که دیدمت کم مونده بود که دوباره اختیار از دستم بره و بیام پیشت....خیلی دوست داشتم سرمو بر میگردوندم و نگات کنم....اما وقتی تو نگاه میکردی من دیگه نمی تونستم نگات کنم...چون تو نباید احساس کنی که من بهت علاقه دارم...یعنی تو اینو میدونی...اما نباید به خودت اجازه بدی که به من حسی یا علاقه ای داری...چون دیگه تو مال من نیستی...چون اجازه نمیدن بهت....بهروزم!!!من بدون تو میمیرم.....باور کن میمیرم.....یعنی خیلی وقته که مرده ام...دو ساله مردم....از وقتی که تو رو از دست دادم مردم....اون روز من مردم.....بهروز!!!الهی قربون قد و بالات برم....من دوریتو نمی تونم تحمل کنم....بهروز جان !!!...یه سوالی ازت دارم ...تو که دیگه به من علاقه نداری....چرا وایسادی و نگام کردی؟؟؟...مگه همه چی تموم نشده....؟؟؟....چرا این عشقت تازه داره شروع میشه....فکر نمی کنی خیلی دیره.....امروز که دیدمت بیشتر از همیشه عاشقت شدم....من بدون تو چیکار کنم؟؟؟...هر وقت میبینمت یاد گذشته ها میفتم.....چه روزایی داشتیم.....بهروز....!!!!....یعنی تو به من علاقه نداشتی که ولم کردی؟؟؟....نه ...میدونم که دوسم داشتی و داری....اینو خودت بهم گفتی.....با این حال من درکت میکنم.....و بهت حق میدم.....خوشحالم بهروزم!!!...خوشحالم از بابت این که تو خوشبختی ....همین که تو خوشبخت باشی منم احساس خوشبختی میکنم....با خیال راحت و تووی آرامش سرمو میذارم زمین و میمیرم...پس همیشه زنده باش....زنده باش عزیزم.....زنده باش گلم.....زنده باش بهروزم.....زنده باش به خاطر سمیه!!!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:44  توسط دختر تنها | 
سردی نگاهو بشکن...فاصله سزای ما نیست...تو میری واسه همیشه ...این جدایی حق ما نیست...بودن تو آرزومه...حتی واسه ی یه لحظه...میمیرم بی تو...خوندن من یه بهونه هست...یه سرود عاشقونه هست...من برات ترانه میگم...تا بدونی که باهاتم...تو خودت دلیل بودنم...بی تو شب سحر نمیشه...میمیرم بی تو...من عشقت رو به همه دنیا نمیدم...حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم...با تو میمونم واسه همیشه...اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم...واست میمیرم ....جواب دنیا رو میدم...با تو میمونم واسه همیشه...من عشقت رو به همه دنیا نمیدم...حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم...با تو میمونم واسه همیشه...خاطرات تو رو ...چه خوب چه بد حک میکنم...توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم...با تو میمونم واسه همیشه....اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم...واست میمیرم...جواب دنیا رو میدم...با تو میمونم واسه همیشه...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:14  توسط دختر تنها | 
رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات...میخوام که یه بار ببینمت ...سر بذارم رو شونه هات....دوست داشتم با گلهای سرخ میومدم به دیدنت...نه اینکه با بخت سیام...چشمای سرخ ببینمت...گل رو پر پر میکنم...دردت به جوونم...تا ابد بارونیه چشمای ماهت...رفتی تا آنسوی خاکااا....تا ته دل خاک...رفتی یادگاریه چشمای ماهت...پاییزه غریبه و بی رحم ...اون همه برگ مگه کم بود...گل منو چرا چیدی ؟؟؟...گل من دنیای من بود...گلمو ازم گرفتی ...تک و تنهام زیر بارون...حالا که نیستی کنارم ....میذارم سر به بیابون....هنوزم بارون میباره...تو میای انگار کنارم ...خدا تو بهتر میدونی...آسمون میباره....پاییز غریب و بی رحم اون همه برگ مگه کم بود...گل منو چرا چیدی ؟؟؟گل من دنیای من بود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 23:52  توسط دختر تنها | 
مثل باد سرد پاییزغم لعنتی به من زد....حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد....رگ و ریشه هام سیاه شد...توتنم جوونه خشکید...اما این دل صبورم به غم زمونه خندید...آسمون مست جنونی ...آسمون تشنه ی خونی ....آسمون مست گناهی ....آسمون چه رو سیاهی...اگهزندگی عذابه....یه حباب روی آبه...من به گریه هام میخندم ...میگم این همش یه خوابه...مثل باد سرد پاییز...غم لعنتی به من زد ...حتی باغبون نفهمید ...که چه آفتی به من زد....آسمون تو مرگ عشقو...توی یاخته هام نوشتی... دیگه غم نامه ی تلخه...بگو سرتا پام  نوشتی...من به لحظه ی شکستن...اگه نزدیک اگه دورم...از ترحم تو بیزار...خودم سنگ صبورم...آسمون دیشب شکستی...من دیگه رو پام میمونم...منو از تنم بگیری...رو ترانه هام میمونم...اگه زندگی عذابه ...یه حباب روی آبه...من به گریه هام میخندم میگم این همش یه خوابه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 23:33  توسط دختر تنها | 
میدونی چند وقته صداتو نشنیدم؟؟...دیگه حتی از دور هم نمی تونم ببینمت...خودت رو از من گرفتی...بد جوری هم گرفتی....اما ای کاش لحظه ای هم به من فکر میکردی.....ولی من فقط به خاطر تو هستش که زنده ام....زنده بودن تو به من هم امید زندگی میده....پس همیشه زنده باش...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 23:59  توسط دختر تنها | 
 

ایچریم آرکا داش...بنیم دردیم چوک...ایچریم آرکا داش دردیمه چاره یوک...ایچریم آرکا داش بو گون کیفیم یوک...ایچریم آرکا داش تادم توسوم یوک...دوستلار آج سویلر..دشمان نار سوین دوست...بیر بویوک ایچیدیم بن شیفا اولسون...مثان بیرآزپینیر...بیر آزدا زیتین اولسون...ایچیریم آرکا داش ایچیریم ایشدن...دولدور ور می ها نه ایچیم...بوش گالماسین قدحیم...دولدور ور می هانه ایچیم ...هچ بیلمیوم دردلریم... دولدور ور می هانه ایچیم....چاپور دولدور ایچیم....دولدور...دولدور...دولدور...دولدور گتسین... دولدور ور می هانه ایچیم....یانیور ایچیم ایچیم... دولدور ور می هانه ایچیم...دنیور باشیمنان ایچیم... دولدور ور می هانه ایچیم ...کورکپ سین هوشوم ایچیم ... ایچریم آرکا داش..هچ اومودوم یوک...ایچیریم آرکاداش بوگون هوام یوک... ایچریم آرکا داش..بنیم تادم یوک... ایچریم آرکا داش..او محبتیم یوک... ایچریم آرکا داش..سارهوشوم یوک... دولدور ور می ها نه ایچیم...بوش گالماسین قدحیم...دولدور ور می هانه ایچیم ...هچ بیلمیوم دردلریم... ...دولدور...دولدور...دولدور...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 23:44  توسط دختر تنها |